السيد الخميني
286
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
باشد ؛ همه مىدانند كه اين مجلسْ مجلس ملى نيست ، و مجلسى است كه با فرمان شاه و با سرنيزه - سرنيزه هم كه نمىخواستند ، آن وقت ديگر اين حرفها را نمىخواست ، حالا سرنيزه مىخواهد - آن وقت با فرمان بود ، فرمان هم نه اينكه حالا اين فرمان هم از ايشان باشد ؛ آن هم از سفارتخانهها ليستش مىآمد . خود ايشان اقرار كرد كه در چند وقت قبل از اين ليست مىآوردند و وكلا را با سفارتخانهها تعيين مىكردند و حالا اين جور نيست ! نخير ، حالا هم اين جور هست و بدتر هم هست . اين وكلا همه شان اين را بىاستثنا مىدانند ، و مىدانستند آن وقتى كه وارد مجلس شدند به اينكه اينها وكلاى ملت نيستند ، و اين مجلسْ خلاف قانون اساسى است ؛ مع ذلك رفتند ، همه شان رفتند . اينهايى كه نقض قانون اساسى را كردند و خودشان دانسته به اينكه اين خلافِ قانون اساسى است ، رفتند در مجلس ؛ همان قدمى كه توى مجلس گذاشت اين ، خيانتكار است . حالا ما به كارهايى كه اينها انجام دادند و تغيير تاريخ اسلام را دادند - يك همچو جنايت بزرگ ، يك همچو جسارت بزرگ به مقام رسول اكرم - ما از اين هم اگر صرف نظر بكنيم - با اينكه نمىشود كرد كه همهء آنها اينها را رأى دادند و به تصويب همهء اينها بوده ، حالا ممكن است يكى شان عذر بخواهد كه آن وقت كه اين را آوردند من رأى نمىخواستم بدهم ترسيدم ، يا فرض كنيد رأى ندادم - اما تو وارد شدى به عنوان وكالت از ملت در يك مجلسِ مخالف قانون اساسى ، اين خيانت است . خودِ اين قدمْ قدمِ خيانتى است . پس ملت ، اين اشخاصى كه در اين حكومت بودند ، يعنى در اين حكومت غير قانونى [ قبول ندارد ] . اساس سلطنت پهلوى غير قانونى است باز نكتهء ديگر اين است كه اصلًا اساس سلطنت سلسلهء پهلوى مخالف قانون اساسى است ، اساس سلطنت . به دليل اينكه هر كس كه به سن من است - يا يك قدرى هم كوچكتر - يادش است ، آنها هم كه يادشان نيست از آن پيرمردها بروند اگر نشنيدهاند بپرسند لكن خوب مسأله چيزى است معلوم و معروف كه رضا شاه وقتى كه آمد و كودتا كرد ، احدى قدرت بر اينكه در مقابل او يك كلمه بگويد نداشت ، هيچ كس همچو